تبلیغات
حجاب ایرانی - موضوع انشاء : شیرین‌ترین نمازی كه خواندید چه نمازی بود؟
حجاب ایرانی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

موضوع انشاء : شیرین‌ترین نمازی كه خواندید چه نمازی بود؟

دختری نوشته بود شیرین ترین نماز من این بود كه با پدر و مادر در اتوبوس مسافرت می كردیم. نگاه كردم دیدم خورشید غروب می‌كند و من نماز نخواندم، به پدرم گفتم: من نماز نخواندم. گفت: خوب باید می‌خواندی. در بیابان نمی‌شود ماشین را نگه داریم. گفت: من می‌روم به راننده می‌گویم، پنج دقیقه نگه دار من نماز بخوانم. گفت: راننده به حرف دختر یازده ساله گوش نمی‌دهد. گفتم: تو بگو! گفت: به حرف من گوش نمی‌دهد. گفتم: به او پول بده.  بگو: این پول را بگیر و پنج دقیقه صبر كن. هركاری كرد، پدر گفت: نه نمی‌شود. چون دختر عزم داشت، پدر عزم نداشت. آخر پدر تشر زد. چشمت كور باید بخوانی. حالا كه نخواندی می‌خواهی ماشین را نگه داری، مسافرها فحش می‌دهند و عصبانی می‌شوند. آنوقت دید این پدر نمی‌تواند تصمیم بگیرد، گفت: آقاجان! شما امروز دخالت نكن. بگذار من تصمیم بگیرم. امروز عزم برای من! گفت: شما دخالت نكن. پدر گفت: باشد. ساك پدر را بیرون كشید. شیشه آب را برداشت، زیر صندلی‌های اتوبوس هم یك سطل بود. آستین ها را بالا زد، شروع به وضو گرفتن كرد. در قرآن یك آیه داریم. می‌گوید: هركس برای خدا قیام كند، خدا مهر او را در دلها می‌نشاند. این دختر می‌خواست برای خدا نماز بخواند. دوربین نبود، پول نبود، مأموریت نبود. نمره و اضافه‌كار نبود. شاگرد شوفر آمد گفت: خانم چه می‌كنی؟ گفت: یادم رفته نماز بخوانم، پدرم هم گفت: راننده نگه نمی‌دارد. من با همین شیشه در همین سطل وضو می‌گیرم و نشسته نماز می‌خوانم. سعی می‌كنم آب به اتوبوس نریزد. شاگرد شوفر خوشش آمد. «سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» (مریم/96) رفت به راننده گفت و راننده هم از داخل شیشه این دختر را می‌دید. گفت: دختر عزیزم می‌خواهی نماز بخوانی؟ گفت: بله! گفت: به احترام تو نگه می‌دارم. راننده كنار كشید، دختر پیاده شد، شروع به نماز خواندن كرد.

همه مسافران از این حركت تكان خوردند. زن‌ها و مردهایی كه نماز نخوانده بودند، گفتند: این را عزم می‌گویند. «وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» (طه/115) این عزم داشت و تصمیم گرفت. یكی یكی پیاده شدند. می‌گفت: تا نمازم تمام شد، رویم را برگرداندم، دیدم 17 نفر پشت سر من دارند یكی یكی نماز می‌خوانند. یعنی یك دختر یازده ساله در بیابان امام 17 آدم بزرگ شد. یك دختر می‌تواند در خانه امام شود. چنان اول وقت نماز بخوانید، كه مادر هم بگوید: دختر من نماز اول وقت خواند، من هم نماز اول وقت می‌خوانم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 16 اسفند 1393
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:33 ب.ظ
I will right away grab your rss as I can't find
your email subscription link or e-newsletter service. Do you
have any? Please let me understand in order that I may subscribe.
Thanks.
جمعه 13 مرداد 1396 08:40 ب.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme. Did you create this website yourself
or did you hire someone to do it for you?
Plz reply as I'm looking to construct my own blog and would like
to know where u got this from. many thanks
جمعه 25 فروردین 1396 06:50 ب.ظ
Its not my first time to pay a quick visit this site, i am browsing this website dailly and take fastidious facts from here
daily.
جمعه 11 فروردین 1396 12:04 ق.ظ
I do consider all the ideas you have offered to your
post. They are very convincing and will definitely work.

Still, the posts are very short for novices. Could you please extend them a bit from next time?
Thanks for the post.
چهارشنبه 20 اسفند 1393 04:01 ب.ظ
خیلی عالی بود
کاش ما هم بتونیم از نمازگزاران واقعی باشیم.
سه شنبه 19 اسفند 1393 06:56 ب.ظ
خداازاین کارا خوشش میاد.
ای کاش ماهاهم عین این دخترکوچولو می شدیم.
احسنت بهش.
سه شنبه 19 اسفند 1393 06:55 ب.ظ
خداازاین کارا خوشش میاد.
ای کاش ماهاهم عین این دخترکوچولو می شدیم.
احسنت بهش.
دوشنبه 18 اسفند 1393 09:23 ب.ظ
خانم انشاخیلی خوب بود. منم میخواهم مثل اوباشم

فولادی:ان شاالله به خواست خدا می شی
یکشنبه 17 اسفند 1393 09:58 ب.ظ
خیلی عالیه.
کاش ماهم جزو نمازگزاران واقعی باشیم
فولادی
یکشنبه 17 اسفند 1393 04:39 ب.ظ
خیلی عالی بود.
كاش ما هم از نــــمازگـــزاران واقعی باشیم.
فولادی
یکشنبه 17 اسفند 1393 03:29 ب.ظ
چه زیبا
کاش هممون توفیق این رو داشته باشیم که جزو نمازگزاران باشیم
فولادی:ان شاالله خدا به همه توفیق بده
یکشنبه 17 اسفند 1393 06:39 ق.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی